تبليغاتX
او می آید


او می آید

اللهم عجل لولیک الفرج

يا محول الحول و الاحوال

حول حالنا الي احسن الحال

 

سرسبزترين بهاران!

مي‌دانم مي‌آيي...

مي‌دانم مي‌آيي و حال ما را به بهترينِ احوال مبدل مي‌كني؛

آن حالي كه به ياد تو مي‌گذرد؛

آن زماني كه بر رُخت نظاره مي‌كنم و لحظه لحظه‌ي‌ حضورت را درك مي‌نمايم.

 

پروردگارا!

سال‌هاست كه خاك تيره به اميد آمدنش سبز پوش مي‌شود؛

غنچه‌ها به يمن قدومش مي‌شكفند؛

و دل‌ها به بهانه ميزباني‌اش خود را مي‌آرايند؛

و هر بار همان بهانه‌ها...

بارخدايا!

لحظه‌ها را با اميد پايان خزاني مي‌شماريم، كه بهارش، طلوعِ آفتاب مهدي عليه‌السلام است.

 

بهار امسال، دگر بار، بر سر سفره دل‌هامان مي‌نشينيم،

دست‌هاي تمنامان را، رو به سوي آسمان مي‌گيريم

و همنوا با بهار مردمان، مهدي موعود، يا مقلب القلوب را، به نيت ظهور سبزش

زمزمه مي‌كنيم.

 

اللهم عجل لوليك الفرج

 

 

از خداوند بزرگ، سال خوبي رو براتون آرزو مندم.

دعا براي پدر مهربونمون رو مبادا فراموش كنيدا!

كاش بهار امسال با بهار ظهور همراه بشه!

اي خدا! مي‌شه؟!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

چقدر دلامون تنگه براشون!

واي كه دلم داره مي‌تركه!

همش شد اين!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

 

نوشته شده در سه شنبه بیست و نهم اسفند 1385ساعت 13:57 توسط ياس| |

سلام

بالاخره برگشتم.

تو رو خدا این غیبت نسبتا طولانی رو به حساب بی معرفتیم نذارید، اصلانمی شد که آپ کنم فقط گهگاه بهتون سر می زدم که واقعا شرمندم.

راستی از اونایی که جواب سوالم رو دادند واقعا ممنونم خیلی بهم لطف کردید اگر هم خواستید یه چیزایی بهش اضافه کنید و یا هر چیزی که بهش ربط داشته باشه من همچنان منتظرم.

امیدوارم که بتونم  محبتتون رو جبران کنم.

نوروز داره نزدیک می شه اما ته دلامون غمه!

اربعين سيدالشهدا عليه‌السلام، شهادت پيامبر رحمت، امام حسن و امام رضا عليهم‌السلام شايد يكي از دلايلش باشه، اما مهمتر از اون شايد اين باشه كه:

 

 

 بارالها!

به تو شكايت مي‌كنيم از:

          فقدان پيامبرمان؛

                 غيبت اماممان؛ 

                       بسياري دشمنانمان؛

                                 كمي تعدادمان؛

                                         سختي بلايا و فتنه‌ها بر ما؛

                                                        وناسازگاري زمانه با ما.

 

خدايا، يه زمستون ديگه هم داره مي‌گذره و يه سال ديگه هم داره تموم مي‌شه، اما از بهار دلم خبري نيست!

خدايا، تا كي...؟

چقدر...؟

...

 

خداوندا!

 برسان موعود دوران را

 كه بي ظهورش بهار را رنگي نيست.

 

نوشته شده در شنبه نوزدهم اسفند 1385ساعت 20:18 توسط ياس| |


Design By : Night Skin