تبليغاتX
او می آید


او می آید

اللهم عجل لولیک الفرج

 

داستاني شيرين مربوط به دوران غيبت صغري امام زمان عليه‌السلام:

ابوالقاسم بن ابي حابس مي‌گويد:

هر سال نيمه شعبان، براي زيارت اباعبدالله عليه‌السلام به كربلا مشرف مي‌شدم و هر وقت به سامرا مي‌رفتم، به وسيله نامه‌اي حضرت مهدي عليه‌السلام را مطلع مي‌نمودم. يك سال قبل از ماه شعبان، به سامرا رفتم، مي‌خواستم طبق معمول ماهشعبان، به زيارت كربلا مشرف شوم، از وكيل حضرت عليه‌السلام خواستم كه ورود مرا به اطلاع حضرت نرساند تا زيارتم خالصانه باشد!

چندي نگذشت كه آن وكيل در حالي كه مي‌خنديد نزد من آمد و گفت: اين دو دينار را حضرت عليه‌السلام براي تو فرستاده‌ و فرموده‌اند: به حابسي بگو: هر كه در راه خدا كوشش كند، خدا هم حاجت او را بر مي‌آورد!

در سامرا به بيماري شديدي مبتلا شدم، بيماري آن قدر سخت بود كه خود را براي مرگ آماده ساختم. در آن حال، از طرف مولا عليه‌السلام گلداني براي من فرستاده شد، در آن گلدان دو شاخه گل بنفشه بود. حضرت فرموده‌بودند: آن را استشمام كنم.

هنوز در حال بوييدن عطر گل‌ها بودم كه احساس بهبودي كردم.

الحمدلله رب العالمين.

بحارالانوار/ ج51/ ص331

بعد از خوندن اين ماجرا گل بنفشه برام يه ارزش ديگه‌اي داره.

 

نوشته شده در یکشنبه بیست و ششم شهریور 1385ساعت 20:18 توسط ياس| |

 

سلام بر تو ای پرتو شب قدر

             نسیم رحمت و مهر

                      جلوه جلال و جمال

سلام بر تو ای منجی، ای مصلح

             فریاد عدالت بسته در زنجیر

             چشمه جوشان حقیقت و حلم

سلام بر تو ای فرزند پیامبر...

              طائر قدسی، تفسیر آیات نور، پیشوای موعود

دوستت می دارم از درون زوایای تاریک قلب و روح،

از میان شراره‌های آتشی که در سینه‌ام افکنده‌ای

مولای من... سرورمن...

ای بزرگی، که پایان بخش رسالت محمد و احیاگر حق علی و فاطمه‌ای، ای امامی که در وقار و جود چون حسن، در شجاعت چون حسین، در زهد چون سجاد، و در علم چون باقری، و در راستی چون صادق، در عفو چون کاظم، در احتجاج چون رضا، در تقوی چون تقی، در پاکیزگی چون نقی، و در ابهت چون پدر بزرگوارتان عسکری هستید،

مولای من....

شب هجران طولانی شده، تیغ فراق جانم را خلیده‌است، این شام تیره‌ام را به طلوع پاکت روشنی بخش و کلبه سردم را به یمن قدومت گرما ده.

يوسف گم گشته زهرا! اي عزيز جان! ما تو را گم كرده‌ايم و در شب ميلادت با سكه سياه قلب‌هايمان تو را به انتظار نشسته‌ايم. مي دانيم كه بهاي يوسف، قلب سياه نيست ولي چه كنيم كه تو را دوست داريم و عاشقت هستيم! اصلا مگر مي توان گفت كه بهاي تو چيست؟ قلب كه هيچ اگر جان‌هايمان را هم در كفه ترازو بگذاريم، هيچ نمي شود. تو خود مي داني كه دستانمان خالي است؟ پس خودت جلوه‌اي بنما! اي مهربان تر از يوسف به برادران گناهكار!

 

امین درد آگاهم تو را من چشم در راهم       

دلیل عصمت راهم تو را من چشم در راهم

 

شب است و بی چراغم من، اسیر کوره راهم من       

بتاب ای خضر بر راهم تو را من چشم در راهم

 

شبم را نور باران کن نگاهم را چراغان کن

که بی مهر تو گمراهم تو را من چشم در راهم

 

نشستم تا بیایی تو، کجایی تو، کجایی تو

امین درد آگاهم تو را من چشم در راهم

 

نوشته شده در چهارشنبه پانزدهم شهریور 1385ساعت 9:57 توسط ياس| |

 

خدمت همه دوستان سلام عرض مي‌كنم و ان ايام مبارك رو شادباش مي‌گم.

خيلي از دوستداران اهل بيت عليهم‌السلام با برپايي جشن يا مراسم عزاداري، حسابي خودشون رو در شادي و غم اهل بيت شريك مي‌كنند.

نيمه شعبان ميلاد خورشيد عالم‌تاب - حضرت مهدي عليه‌السلام- هم يكي از همين روزهاست.

اگه هر سال جشن مي‌گيريم كه عاليه، اگه نه امسال اينكار رو انجام بديم. خير زيادي توشه.

از خوبي‌هاي ارباب كريممون بگيم كه اگه مردم نيكويي‌هاي ايشون رو بدونند، هيچ‌وقت ازشون فرار نمي‌كنند. از مهرباني و عطوفتشون بگيم كه بدونند امام ما ترسناك نيست. بلكه آغوش محبتش براي پذيرش ههممون وسعت داره. از وظايف شيعه در دوران غيبت بگيم و خلاصه شعر و شادي و مهرباني.

با اينكار در اين روز مبارك دعا براي سلامتي و ظهور امام زمان عليه‌السلام بيشتر مي‌شه.

مي‌تونيم يه خورده، يه ذره هم كه شده از خجالتشون در بيايم و بگيم آقاجون براي تولدتون و دعابراتون دارم كارمي‌كنم. مي‌دونم خيلي خيلي بهتون بدهكارم و جبران خوبيهاتون رو نمي‌كنه فقط برگه سبزيه تحفه درويش، از من قبول كنيد.

اين رو هم بدونيم كه وقتي يه بنده‌اي واسه ارباب كريمش كاري انجام مي‌ده، اگه واقعا واقعا اون ارباب بخشنده و گشاده ‌دست باشه، كارش بي‌جواب نمي‌مونه. به يه شكلي جبران مي‌شه. شايد حتي خودش هم متوجه نشيم.

بعد هم از هم ديگه كمك بخوايم. ممكنه كسي اصلا ندونه چطوري بايد كار رو شروع كنه، يا مطلبي نداره واسه جشن و خلاصه هركار ديگه‌اي كه مربوط به مراسم مي‌شه. همديگر رو حمايت كنيم.

مهمون‌هامون هم مي‌تونند اقوام باشند يا كه نه دوستانمون. دوستان خانوادگي، مدرسه، دانشگاه، همكاران اداري، بچه‌هاي محلمون و...

اگر هم روز ميلاد نتونستيم جشن بگيريم يه روز ديگه. مي‌تونيم به پيشوازش بريم يا كه به بدرقه.

اگر هم شرايط فراهم نيست حداقل به يه شكلي اين روز رو به ديگران يادآوري كنيم: دادن يادبود يا كارت‌هاي زيبايي كه يه كوچولو هم كه شده از مولود اون روز روش نوشته شده، نوشتن پست‌هاي زيبا در وبلاگ، تبريك عيد به طور تلفني و يا SMSهاي زيبا و كارهاي ديگه كه خودتون مي‌دونيد.

يادمون نره كار يك كار خداييه، به گناه آلودش نكنيم.

همت كنيم و دست به كارشيم هنوز وقت هست.

يا علي

 

نوشته شده در سه شنبه هفتم شهریور 1385ساعت 12:17 توسط ياس| |


Design By : Night Skin