تبليغاتX
او می آید


او می آید

اللهم عجل لولیک الفرج

 

مولاي كريمم

عيد بزرگ مبعث رو از طرف خودم و تمام دوستدارانتون بهتون تبريك مي‌گم.

كاش خودتون باشيد و درحضورتون جشن بگيريم.

 

خداوند اورا زماني فرستاد كه جهان از پيغمبران خالي بود و امت‌ها در خوابي سنگين فرو رفته‌بودند و فتنه‌ها در آهنگ آمدن، مصالح خلق پراكنده، آتش جنگ‌ها افروخته، دنيا تاريك و بي‌نور و غرورها و تبخترهاي بيجا همه جا را فرا گرفته‌بود، آنگاه كه برگريزان درخت زندگي بود و اميد به ميوه آن نمي‌رفت، آب زلال آسايش در زمين فرورفته بود؛ مشعل‌هاي هدايت خاموش و پرچم‌هاي گمراهي افراشته، دنيا با چهره‌اي ناخوشايند به مردم روي كرده و روياروي طالبان خود ترشروي نشسته، ميوه آن فتنه و طعام آن مردار. دنيايي پيراهن خوف بر تن و رداي شمشير در بر، در چنين وقتي او را فرستاد...

 

خدايا! سايه عنايت خود را بر او بگستران و به فضل خويش پاداش فراوان گردان. بنياد شريعتي را كه نهاد از ديگر بناها بالاتر و مرتبت او را نزد خويش گرامي‌تر و نور شريعت او را در سراسر گيتي بگستر...

 

خطبه‌هاي 89 و 72 نهج‌البلاغه

 

                                                                

نيمه شعبان و ميلاد مبارك ارباب مهربونمون نزديكه يعني 18 شهريور.

دلم مي‌خواد تا اون روز يه تغييري بكنم. هم خودم هم همه دوستان خوبم. يه تحول اساسي كه براي هميشه واسمون بمونه. يه تغيير دروني و البته به دنبال اون يه تغيير در ظاهرمون.

يه دوره خودسازي واسه خودمون بذاريم. نه از اون رياضت‌هايي كه كمر پير طريقت رو هم مي‌شكنه، يه كاري كه هم خدا پسندانه باشه هم زحمت زيادي واسمون نداشته باشه.

مثلا تمرين كنيم:

دروغ نگيم، غيبت نكنيم، ديگران رو – حالا هر طوري كه هستند -  مسخره نكنيم، اگه نماز نمي‌خونيم يه تكوني به خودمون بديم و شروع كنيم، اگه خيلي قيد و بند حجاب رو نداريم( همه دخترها هم پسرها)، يه كوچولو هم كه شده بيشتر خودمون رو بپوشونيم، چشماممون رو كمي درويش كنيم( همه دخترها هم پسرها)، بد اخلاقي رو بذاريم كنار، چي‌مي‌شه هميشه يه لبخند كوچولو رو لبامون باشه؟ به خدا چيزي ازمون كم نمي‌شه، ديگران رو هم سر حال مياريم.  به هر چيزي نگاه نكنيم! و هر چيزي رو گوش نديم! و...

خلاصه اينكه فكر كنيم چه صفاتي  داريم كه اگه نداشته باشيمشون خوشايندتر مي‌شيم.

تا كي بي‌خيال اين چيزها باشيم، سر پيري! اون موقع كه ارزشي نداره. اصلا خدا واسمون نبايد مهم باشه؟ غرق نعمتيم اما هميشه به خاطر چيزهايي كه به صلاحمون نيست كه داشته باشيم با خدا دعوا داريم.  يا كه خودمون اصلا حركت نمي‌كنيم اون وقت مي‌گيم خدايا فلان چيز رو مي‌خوام بهم بده. دوروبرمون رو نگاه كنيم و وجدان كنيم لطف و رحمت خدا رو، حيف نيست حرفش رو گوش نمي‌ديم و دلش رو به دست نمي‌ياريم.

يه نماز خوندن چي ازمون كم مي‌كنه كه گول شيطون رو مي‌خوريم تنبلي مي‌كنيم و نمي‌خونيمش؟! جز اينكه لطف خدا بيشتر شامل حالمون مي‌شه؟ جز اينه كه از وقتي كه وضو مي‌گيريم تا نماز بخونيم خدا تموم كناهان گذشتمون رو مي‌بخشه؟ چرا فرار مي‌كنيم؟! از هم مهمتر آرامششه كه دنيا رو باهاش نمي‌شه عوض كرد! خيلي نماز خوندن خاصيت داره كه الآن اصلا جاش نيست كه بگم.

پس به هم قول بديم تا نيمه شعبان تمرين كنيم كه واسه هميشه يه تغيير درست و حسابي در درون و ظاهرمون ایجاد کنیم.

يا علي بگيم و شروع كنيم.

يا علي

نوشته شده در دوشنبه سی ام مرداد 1385ساعت 19:52 توسط ياس| |

 

لعن کردن یعنی دوری کردن و لعن فرستان بر دشمنان ائمه عليهم‌السلام باعث افزایش عذاب آن دشمنان در جهنم و عالم برزخ می‌شه.

 

لعن کردن اونها یاری رسوندن به امام زمان عليه‌السلامه.      

 

امام عسكري عليه‌السلام مي‌فرمايند:

هر كس يكي از دشمنان مارا لعن كند پس خداوند صداي او را به ملائكه در آسمان‌ها مي‌رساند، سپس آنها هم به سبب لعن او، همه دشمنان ما را لعن مي‌كنند و بر او ثنا گويند و برايش طلب استغفار و رحمت مي‌نمايند، و مي‌گويند: خدايا بر روح اين بنده صلوات و رحمت بفرست كه در ياري دوستانت كوشش تمام كرد و اگر قدرتي زياد بر اين مقدار ياري كردن داشت، البته مي‌كرد. خطاب مي‌رسد: اي ملائكه! من دعاي شما را در حق او مستجاب گردانيدم و بر روح اين بنده صلوات فرستادم، و او را از برگزيدگان و نيكوكاران گردانيدم.

 

اين فرصت‌ها رو از دست نديم و با يك جمله رحمت خداوند رو از آن خودمون كنيم.

 

بهترين لعن‌ها، لعن بر طاغوت و لعن بر بني‌اميه و قاتلين امام حسين عليه‌السلام وبخصوص لعن بر يزيد لعنة الله عليه هست.

 

لعن کردن دشمنان اهل بیت، مشکلات را حل می‌کنه.

"وقتی کشتی حضرت نوح عليه‌السلام که روی آب شناور بود به محل کربلا رسید، امواج شدیدتر و تکان‌های کشتی بیشتر شد. همه تعجب کردند و پرسیدند که چرا این اتفاق افتاده. از طرف خداوند جواب آمد که در این زمین فرزند حبیب من شهید می شود. قاتل او را لعن کنید که اهل آسمانها و زمین او را لعن می کنند. بعد از اینکه قاتل امام حسین عليه‌السلام را چهار بار لعن کردند، طوفان آرام گرفت آب فرو نشست و کشتی هم به سلامت بر زمین قرار گرفت."

 

لعن بر دشمنان اهل بيت، به خصوص امام زمان عليه‌السلام در همه احوال از اعمال مستحبي است كه بسيار توصيه شده، اما در چند وقت و امور فضيلت بيشتري دارد:

 بعد از نماز، درحال سجده، در حال قنوت، در ايام مصيبت ائمه عليهم‌السلام، در هنگام توسل به آنها و در حال زيارت امام عليه‌السلام.

اماممون رو با گفتن اين جملات ساده در همه لحظات ياري كنيم:

خداوندا!

لعنت كن اولين كسي را كه در حق محمد و آل او عليهم‌السلام ظلم روا داشت و كساني را كه اين كار را ادامه دادند و مي‌دهند.

 

نوشته شده در سه شنبه بیست و چهارم مرداد 1385ساعت 20:57 توسط ياس| |

روز سيزدهم رجب ميلاد كيست؟

مولود آن سپيده دم حيات كيست؟ و مشخصات اين آدميزاد فرشته‌خو چه؟؟

گوش دار اي عزيز!

زورمندان گويند:

او، دليري بي‌همتا بود و مبارزي قلعه گشا، هرگز به دشمن پشت نكرد و هيچ‌گاه حريف را از دست نداد... به هر سو شتافت غلبه نمود...

اميران گويند:

او امارت بر جان‌ها داشت و نگهبان ارواح و دل‌ها بود، افراد تحت حكومت خويش را، بزرگ مي‌داشت و از حد مملوك و رعيت، و زير دست و محكوم، بس بالاتر كشيده، در مرتبه برادر و برابر مي‌نهاد...

داوران گويند:

داد او، حق دادگري به كمال داد، و عدل وي، عِدلِ عدالت، به تمام نهاد...

بينوايان و بي‌كسان گويند:

او، يار ستمديدگان بود و سرپرست بيوه‌زنان، گاه در قبال ديده‌هاي گريان دو طفل يتيم، زانويش را رعشه مي‌گرفت و بر خاك مي‌نشست...

زنان گويند:

دختراني كه او پرورد و به دامن اجتماع آورد، سرآمد زنان جهان بوده‌اند و فخر عالم نسوان...

دانشمندان گويند:

تنها او بود كه «سلوني» مي‌گفت و چنان كه ادعا مي‌كرد، عالَمي را به نور دانش خويش روشن مي‌ساخت، هرگز پرسشي را بي پاسخ ننهاد، و نهاني نماند كه از چهر آن پرده نگشاد...

علماي اخلاق گويند:

آن تضاد، كه در وجود او مي‌بينيم در هيچ آدمي سراغ نداريم، و اين جز دليل بر داشتن رواني مافوق  جان‌ها و اراده‌اي برتر از همه عزم‌ها نمي‌تواند بود...

بيگانگان گويند:

چنان كس كه ما شناخته‌ايم، مگر در عالم خيال، رنگ وجود گيرد، و الا از نوع انسان چنين فضايل، آن هم بدين كمال، صورت نمي‌يابد، و از همه مهمتر آنكه جمع آنها در يك فرد، هرگز گرد نمي‌آيد.

فرقه‌اي گويند:

ما در او، آنقدر اثر خدايي يافتيم، و صفات پروردگاري به دست آورديم كه عاقبت ندانستيم: او خود، خداي بود يا از خدا جداي بود؟؟

ديگران گويند:

او خود، ابتدا خدا بود و در لباس فردي انسان جلوه كرد، و مدتي ديده‌هاي خلق را نگران و خيره ساخت، باز پر گرفت و از نظرها محو گرديد و... به هر حال، خدا بود به جمالي ديگر، و در قالب يك فرد بشر.

اهل طريقت گويند:

او مظهر الله است و رهبر راه، كسوت پيران را او بخشد و طريق سالكان را او گشايد، دستگير همه اوست و هر مرشد و مراد، نايب او...

شيعيان گويند:

او وصي پيامبر گرامي اسلام بود و همتا و همدوش وي، در امر ابلاغ حق، امام مسلمين و امير مؤمنين، برگزيده خداي، و به فضل و عصمت و علم، بي همتاي...

همه درباره او به تحقيق پرداختند... اما هرچه رفتند كمتر دريافتند، قصه‌ها بافتند، آن يك، انسان كاملش گفت؛ و اين يك فرشته .

آنش اعجوبه ناميد، و اين آفريننده.

آن پيشوا خواند، و اين حلول كرده خدا

و باز هم همه مبهوت و تمام متحير.

ولي نداي رسول در همه جا طنين انداز گشت كه فرمود: يا علي! هيچ كس جز خداي و من، چنان كه بايست، ترا نشناخت.

علي‌عليه‌السلام معيار كمال: دكتر رجبعلي مظلومی

 

 

مادر داوود براي رهايي فرزندش از زندان حاكم، اعمالي را كه معروفه  به اعمال ام داوود انجام داد و به حاجتش رسيد؛ خيلي خوبه كه ما هم اين اعمال را از طرف حضرت نرجس خاتون عليها سلام  مادر امام زمان عليه‌السلام به نيت رهايي فرزندشون از زندان غيبت انجام بديم.

تمام حاجاتمون را فداي آرامش و آسايش و حاجت او كنيم. خيلي بهشون مديونيم، نمك گير شديم و بي خبريم.

نوشته شده در دوشنبه شانزدهم مرداد 1385ساعت 23:10 توسط ياس| |

 

 

دوستان خوبم سلام

 

 متني كه مي‌نويسم شايد در سطح  كودكان به نظر برسه ولي خوندنش خالي از لطف نيست:

 

آفتاب وقتي دست نوازشش را بر سر دريا كشيد، همه قطره‌ها عاشقش شدند.

به جنب و جوش افتادند تا به او برسند. قطره كوچك ما هم تاب و توانش را از دست داده‌بود. تقلا كرد و جنبيد. تا ناگاه خود را آزاد و رها يافت. بالا و بالاتر رفت به طرف خورشيد.

هر چه نزديكتر مي‌شد احساس سبكي بيشتري مي‌كرد. خود را در آغوش خورشيد مي‌ديد.

اما ناگهان احساس كرد تيرگي همه جا را فراگرفته.

                               به بالا نگاه كرد. ابر سياهي روي خورشيد را گرفته بود.

قطره به ابر رسيد. خواست كه از آن بگذرد؛ اما بيشتر در آن اسير شد.

                                                               انگار جزئي از ابر شده‌بود.

 

 

روزها گذشت و هر روز دل قطره كوچك ما بيشتر مي‌گرفت.

              خورشيد پيدا نبود. اما گرماي آرامش بخشش وجود اورا در بر گرفته‌بود.

به اطرافش نگاه كرد. دوستان ديگرش، قطره‌هاي ديگر را ديد كه در دل ابر اسير شده‌اند.

                                               اصلا گويي آن ابر چيزي جز قطره‌ها نبود.

 

 

قطره كوچك ما دلتنگ ‌تر شد. دوستانش هم. همه با هم به خورشيد فكر كردند.

نوري اميد بخش وجودشان را فرا‌گرفت. كنار هم جمع شدند. دست به دست هم دادند.

ودلتنگيشان را با تمام وجود گريستند...

باران كه تمام شد، خورشيد، بزرگوار و با شكوه بر پهنه دريا مي‌تابيد.

                                                              ديگر اثري از ابر سياه نبود.

 

 

گفتا تو خود حجابي، ورنه رخم عيان است.

 

برگرفته از مجموعه «اينك بهار»

 

نوشته شده در سه شنبه دهم مرداد 1385ساعت 20:18 توسط ياس| |

دلم داره مي‌تركه؛

اين همه جرم و جنايت، قتل و خونريزي و ظلم و ستم، چرا هيچ كس از تمام وجود ظهور منجي رو از خدا نمي‌خواد؟ به گوشه گوشه زمين كه نگاه كني ظلم رو به شكل‌هاي مختلفش مي‌بيني!

جالب هم اينجاست كه همه اديان و حتي بسياري از مسلك‌ها و فرقه‌‌هاي ساختگي  هم به ظهور منجي اعتقاد دارند، چرا الآن كه زمين داره از سياهي و پليدي منفجر مي‌شه، همه با هم متحد نمي‌شيم و از خداي بزرگ گشايش رو نمي‌خوايم؟!

من فكر مي‌كنم به دو دليله كه اين كار رو نمي‌كنيم( البته در گوشه كنار دنيا مجالس دعا به سبك‌هاي مختلف به بهانه درخواست ظهور منجي برگزار مي‌شه، ولي همه‌گير نيست):

اول اينكه دچار غفلت شديم و نمي‌دونيم كار درست چيه و دومي - كه فكر مي‌كنم بيشتر صدق مي‌كنه- اينكه از منجي مي‌ترسيم! فكر مي‌كنيم اگه منجي بياد خود ما از جمله افرادي هستيم كه بايد زير تيغ عدالتش دو شقه بشيم!

آخه اين آدم قدرتمند كه قلبي از طلا دارند، با مني كه بهشون اعتقاد دارم كاري ندارند، جز اينه كه لبخند محبت آميزي تحويلم مي‌دند و من روسياه بايد از خجالت آب بشم؟ درسته گناهكارم، رو سياهم، اما اگه خدا بخواد و قسمتم بشه كه روي ماهشون رو ببينم، با اون رحمت و رأفت بي‌انتهايي كه دارند، از همش چشم پوشي مي‌كنند. 

آخه من گناهكار، اگه اين آقاي كريم رو ببينم و مطمئن باشم كه كه خود خودشونند، اگه به من بفرمايند كدوم طرفي؟ معلومه كه – با همه پرونده سياهي كه دارم- مي‌گم: آقا با همه پستي و پلشتي‌ام با شمام، خاك پاي شمام، وقتي شما هستيد كجا رو دارم كه برم. اون وقت امام رئوف من، مي‌يان و با ذوالفقارشون نصفم مي‌كنند؟ آخه كدوم عقل سليمي اينو باور مي‌كنه؟

تمام مشكل اينه‌كه هنوز دوست مونس، پدر شفيق، مادر مهربان،  برادر همراه و در نهايت ارباب بزرگوارمون رو نشناختيم.

ايشون فرزند پيامبر رحمت‌اند، به فرموده امير‌المؤمنين عليه‌السلام آغوش پناهش بيش از همه به پناه‌جويان گشاده‌است و دلسوزي‌اش از همه فراگيرتر است.

جانشين خداوند در زمين و آسمان منتظر دعوت همگاني ماست، يه يا علي بگيم و شروع كنيم!

آخر هم يك هشدار!

امام صادق عليه‌السلام در خصوص عذاب چهار صد ساله‌اي كه بني اسرائيل گرفتار آن شده بود فرمودند:

چون گرفتاري بني اسرائيل به طول انجاميد چهل صبح رو به درگاه الهي آورده و به گريه و زاري پرداختند پس خداوند هم به موسي عليه‌السلام و برادرش هارون وحي فرستاد كه با امداد غيبي، آنها را از شر فرعون نجات دهد و خداوند از چهار صد سال گرفتاري آنها، صد و هفتاد سال آن را برداشت.

در ادامه فرمودند:

شما هم مثل بني اسرلئيل در درگاه خداوند عاجزانه به گريه و زاري بپردازيد، خداوند فرج ما را نزديك خواهد كرد. اما اگر چنين نباشيد اين سختي تا پايان مدتش ادامه خواد داشت.

عاجزانه و با سوز دل از پروردگار مهربونمون بخوايم كه مثل هميشه رحمي به حالمون كنه و در كار اربابمون گشايشي بشه و طرحي نو در ظهور منجي بريزه.

پروردگارا!

مبادا ياد او را فراموش كنيم،

مبادا انتظار ظهورش را از ياد ببريم.

مبادا به او بي‌ايمان شويم و در دعا و درود بر آن جناب كوتاهي كنيم.

خداوندا!

 به ظهورش دلش را شاد گردان و به ديدارش غم را از دل‌هامان بزدا!

 

نوشته شده در سه شنبه سوم مرداد 1385ساعت 20:31 توسط ياس| |


Design By : Night Skin