تبليغاتX
او می آید


او می آید

اللهم عجل لولیک الفرج

فلسطين

لبنان

افغانستان

عراق

و همين روزها....

من و تو مسلمانيم فرزندان فاطمه (سلام الله عليها) همو كه براي دفاع از دين براي دفاع از ولايت جانش را فدا كرد

آنروز فدك را غصب كردند امروز قدس را

و ما براي مظلوميتش اشك مي ريزيم، فقط اشك مي ريزيم

خواستم مدتي سكوت كنم، همه در سكوت بودند و سكوتتان به فريادم خواند ...

كجاييد بچه مسلمان ها كه عاشورا بر سر و سينه مي زنيد و فرياد سر مي دهيد:

اي كاش آنروز كه مولايم نداي "هل من ناصر ينصرني" سر داد مي بودم و.....

نمي شنوي صدا مولايت را؟

مظلوميت فرزند فاطمه (سلام الله عليها) را نمي بيني؟

هرم آتشي كه فلسطين و لبنان و افغانستان و عراق را در برگرفته حس نمي كني؟

يا ترجيح مي دهي سكوت كني

سكوت كني و در راحت خيال، آينده ات! را بسازي

به سوي كدامين آينده مي روي؟

بس است هرچه سرت در لاك خودت بوده اكنون وقت ديدن است وقت فرياد كشيدن

اكنون وقت قيام است

برخيز....

-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

پ.ن1:

اشك مجال بيشتر نوشتن نمي دهد، از قديم گفته اند:

                                          در خانه اگر كس است يه اشاره بس است...

پ.ن2:

از ميان تمام آداب و رسوم غربيها از يك چيز خيلي خوشم آمد آنهم اراده شان در مقابل دشمنان است كاري به جهلشان در شناخت دشمن ندارم اما خاطرم هست زماني كه كالاهاي  يك شركت را تحريم كردند چطور آن شركت از پا افتاد....

قرار بود كالاهاي دانماركي را تحريم كنيم همان روزها در تريا دانشگاه آدامس هايي با مارك دانمارك ديدم گفتم شايد از قبل بوده تازه بچه ها نمي خرند اما نه تنها فروش رفت كه هنوز هم كالاهاي دانماركي نه فقط در تريا دانشگاه كه در سطح كشور به وفور يافت مي شود، دولت هيچ، از مردم بيش از اين انتظار مي رفت(خصوصا قشر تحصيلكرده!!!!)

پ.ن3:

مي گويند آن روزها كه نيروهاي بعثي به ايران عزيزمان تجاوز كردند قيمت "لانه موش" بالا رفت....

اين روزها گمانم قيمت پنبه و هدفون و هرچه از قبيل كه مانع رسيدن فريادها شود سر فلك خواهد كشيد، هرچند كر كردن گوش وجدان متضمن آسودگي بيشتر است.

پ.ن4:

وبلاگ ها گرچه در نگاه اول زياد بچشم نمي آيند اما بلندگوهاي خوبي هستند لااقل براي رساندن فريادمان در حمايت از فلسطين و لبنان و تقاضاي تصميم جدي بر تحریم کامل کالاهای شرکت های حامی رژیم صهیونیستی به گوش مسئولين كشور....

با ما همصدا شو...

 

برگرفته از:

 

http://entezar1172.blogfa.com

نوشته شده در چهارشنبه بیست و هشتم تیر 1385ساعت 12:12 توسط ياس| |

به نام آفريدگار ياس خوشبوي عصمت، فاطمه عليهاسلام

 

اي ماه دوهفت، اختر آوردي=============== اي درِّ يتيم گوهر آوردي

اي نور خدا از جـيب عصمت============== يعني زخديجه دخترآوردي

مستوره حق و اســم اعظم=============== پيدا كردي و يكسر آوردي

از گلشـن قدس عالم غيب=============== يك گلــبن گل معطر آوردي

هستي دادي به كشتي امكان================اي كشتي لنگر آوردي

برهان پيغمبري است با تو============= يا آنكه چو خود، پيمبر آوردي

يكتاست علي و نيست همتايش=============اورا به علي برابر آوردي

 

« ماه دو هفت» پیغمبر است. ماه شب چهارده. طه به حسب حروف ابجدی و عدد ابجدی چهارده می شود.

 

 

 

ميلاد با سعادت عصاره عفت و عصمت، صدف گوهر ولايت و كانون نور امامت را به فرزندبرومندشان امام مهدي عليه‌السلام و همه محبينشان تبريك عرض مي‌كنم.

 

دوستان خوبم

 هميشه سعي مي‌كنيم روز مادر، به مادران خوبمون يه هديه كوچولو هم كه شده تقديم كنيم، ممكنه گاهي حلاليتي بطلبيم، در حد خودمون از خداوند خير رو براشون طلب كنيم و خلاصه اينكه كاري مي‌كنيم كه دلشون رو شاد كنيم، امسال علاوه بر اون يه كاري هم براي شادي دل بي بي دو عالم انجام بديم:

در اين روز خجسته و پر بركت براي يادي دلشون براي رهايي فرزند خلفشون از زندان غيبيت دعا كنيم.

با تموم وجودمون مثل هميشه از خداوند بخواهيم كه به خاطر شادي دل فاطمه زهرا سلام‌الله‌عليها، پرده نشين اين شب‌هاي تار رو از پس اين حجاب ظلماني هويدا كند.

آمين

 

 

اي گل غايب! هيچ دلي نيست كه نام مبارك تو را همچون گنجينه‌اي گران بها، در خود، جاي نداده باشد.

هر درختي، وقتي با نسيم زمزمه مي‌كند، دعاي عهد را مي‌خواند. هر كوهي، از آن روي مستحكم و پا برجاست كه تو را مركز ثقل زمين و مايه دوام آسمان مي‌داند.

هر دريايي، با ذكر نام و ياد تو، بي كرانه مي‌شود.

اي گل نرگس! خوشبوترين گل‌هاي دنيا، رايحه  وجود تو را وام دارند. اگر خورشيد، بر جهان و جهانيان، نور مي‌باراند، از فيض حضور تو در آسمان‌ها و زمين است.

اگر ماه، جاده زندگي را نقره‌گون و زيبا مي‌‌سازد، به يمن بركت و صفاي وجود توست.

اگر زمين، اجازه مي‌دهد كه بشر، زين بر پشتش نهد و از مزايايش بهره برگيرد، همه وهمه به خاطر توست.

اصلا همه هستي، بي حضور تو، بيغوله‌اي بيش نخواهد بود. اگر تو نباشي، اي حجت خدا، ما همه در كام زمين فرو خواهيم رفت و اثري از ما، در زمان باقي نخواهد ماند.

گردش منظم افلاك حركت انسان، رشد گيتي، رنگ و بوي گل و گياه، بر پايي دنيا، صفاي دل‌ها، وجود هر چه مهر و وفا، همه و همه وابسته به وجود و حضور توست و حضور سبز تو، با ظهورت، كامل تر مي‌شود و كهكشان زندگاني را زيباتر و پربارتر مي سازد.

اي مولا!

 سرسبزي دنيا را با ظهور خويش تضمين فرما!

مركز جهاني تخصصي حضرت ولي عصر عليه‌السلام

 

نوشته شده در چهارشنبه بیست و یکم تیر 1385ساعت 19:14 توسط ياس| |

يك روز مرد تندخويي از قبايل صحرانشين كه تحت تأثير تبليغات شياطين قريش، عصبيت جاهليتش به هيجان آمده و آتش جهالتش شعله‌ور شده بود، هنوز پيغمبر صلي‌الله‌عليه‌وآله‌وسلم را نديده، آهنگ قتل او كرد و در پي اين انديشه شمشير خود را صيقل داد و خروشان و دمان، سخن سخت با پيغمبر آغاز كرد...

در ميان طوفان خشمي كه مرد را فراگرفته بود، پيغمبر رحمت  صلي‌الله‌عليه‌وآله‌وسلم طيفي پر جاذبه از نگاه همراه موج لبخند به سوي او فرستاد و صيد وحشي و رميده دلش را چنان رام ساخت كه پس از چند لحظه مرد تندخوي پرخاش‌جوي، به دوستي شفيق مبدل گشت كه نزديك بود از فرط وجد و شدت حيا ذوب گردد. از اين رو به مانند پروانه‌اي كه خود را به شمع مي‌سپارد، به دست و پاي پيغمبر صلي‌الله‌عليه‌وآله‌وسلم افتاد و سراپايش را بوسه باران كرد و سيل سرشگ در برابرش روان ساخت، و چون از آن حال شيدايي و بيخودي باز آمد گفت: يا محمد، به خدا قسم كه من در حالتي به سوي تو آمدم كه هيچ كس را در روي زمين به اندازه تو دشمن نمي‌داشتم، و اكنون در حالتي از نزد تو مي‌روم كه هيچ كس را در روي زمين برابر با تو دوست نمي‌دارم.

واقعا پيامبر با دل و جان اون مرد چه كار كرد؟ حقيقت اينه كه پيامبر مهربان ما اون مرد رو با تمام قلب وعاطفشون دوست داشتند و به همين خاطر اون مرد تحت تأثير جاذبه نيرومند محبت او از پا دراومد و آتش خشمش يكباره فرو نشست.

همش همون حديث زيباي امام رضا عليه‌السلامه كه فرمودند:

امام پدري مهربان است و...

از حضرت مهدي عليه‌السلام -امام كريممون- بخواهيم كه از همون نگاه‌هاي پدرونه به دل گناهكارمون بندازند و روح صفا و پاكي رو در وجودمون بدمند!

خداوندا!

به او و امتش و همه رعيتش، آنچه را عطا كن كه چشمانش بدان روشن شود و دلش شاد گردد.

 

نوشته شده در چهارشنبه چهاردهم تیر 1385ساعت 22:32 توسط ياس| |

 

فاطمه را محمد (ص) نام نهاد و فاطمه چه تنها ماند بعد از پدر و تنهایی خویش با تنهایی علی مداوا و باز او رفت و علی تنهاتر، فاطمه کوثر بود و علی ساقی، ساقی حوض کوثر.
هیچ می‌دانی درون آن حوض چیست؟ همان کوثر، حوض حوض است، اگر کوثر نباشد دگر حوض کوثر نیست.
بیندیش که نااهلان ندانستند آنجا که کوثر خانه دارد، محل حوض است. آن خانه کوچک محل وحدت بود و سکوت علی برای این وحدت بود. ندانستند، موازنه این وحدت به هم ریختند. فاطمه که رفت، ما بین این قوم تفرقه آمد و در کنار حوض، آن کس درآید که فاطمه از او راضی شود که رسول حق فرمود که: «خشنودیِ فاطمه، خشنودیِ من و خشنودیِ من، خشنودی خداست». پس بکوش تا رضایت فاطمه به کف آری و رضایت فاطمه در محبت به علی است که خود، اولین شهید این محبت است. اگر بهشت برین خواهی، اگر قرب حق خواهی، همه را در رضایت فاطمه خواه، تا او رضا ندهد، حق رضا ندهد. تا او اجازت ندهد دادار اجازت ندهد و رضایت فاطمه، در قبول ولایت علی است و رضایت فاطمه، در حرمت به حسنین و رضایت فاطمه، در حب به مهدی اوست.

صراط مستقیم صراط علی است یا بهتر که صراط علی صراط مستقیم است. راهی است از عمق خاک به سوی حوض. این راه طی نتوانی کرد مگر با حب علی و آل علی و حب علی نمی‌شود مگر با عشق به زهرا. عشق به زهرا نشود مگر به عشق حق، عشق حق نشود مگر باز به عشق علی.

 علی بی فاطمه تنها و فاطمه بی علی باز تنهاست. حق فرمود «انا اعطیناک الکوثر» خدا عطا کرد و قوم جاهل، کفر این عطا، ننگ بر آنان که پاره کردند حرمت این عترت و مرگ بر آنان که این عترت را بیاد نیارند.
قرآن بی اینان معنا نشود که اینان معنی قرآنند و فاطمه لطافت قرآن و فاطمه نجابت قرآن و فاطمه عفاف قرآن و فاطمه لطف قرآن و فاطمه احساس قرآن.

فاطمه را مقبره‌ای نیست، که جایگاه و مزار او، بر دل عارفان است و در دل هوس‌باز بی سروپایی جای نگیرد که فاطمه پاکی عالم است و طهارت جز در مطهر در نیاید. گفتیم از این رو حریم و حَرمش پنهان است که هر بی‌ سروپایی و ناپاکی پای بر آن مکان نگذارد و نشاید دل بیمار در آن وارد شود. ولی آنان که دل از اغیار کندند، دیده از بد پوشاندند، کلام از ناپاکی زدودند، گوش بر بدی بستند و عقل از فساد پاک کردند، حرم فاطمه در آن دل است. خداوند غیور است و اجازت ندهد که هر بی سروپایی اندر حرمش درآید. بکوش تا در زمره مَحرمان حرم درآیی که بی‌اجازت حق هیچ کس را بدان بارگاه راه ندهند.

 اگر شنیدی که «راضیه مرضیه» بدان كه رضایت فاطمه رضایت خداست که فاطمه بلاگردان علی شد که فاطمه ناموس علی بود و فاطمه با علی قرین ازلی و ابدی که هر دو به خون نشستند تا که گُل وجودشان آن دو سرور بهشت، باز در خون جوانه کنند.
اگر به این بارگاه آتش زدند، غافل بودند که آتش بر آخر و عقبای خود زدند، اگر طفل فاطمه را از او گرفتند، سقط آدمیت بود که از آن به دور شدند. خواستند که محمد بی نام و نشان شود ولی ندانستند که تکثیر محمد و علی، در شهادت فاطمه بود.

فاطمه می‌دانست که در آخر الزمان مردان حق گرسنه می‌مانند و یتیمان حق بی قوت و می‌دانست که عاشقان او می‌آیند تا مزارش بجویند، آنگاه که جستند با ملائک حق به طواف این خانه مشغول شوند.
بیاید زمانی که حریم او پیدا شود و عاشقان به وصال رسند، اگر خواهی مزار بی‌چراغش زیارت کنی، به طهارت علی باش، اگر نتوانستی، محب علی باش و از حب علی درون خود پاک ساز، شاید که لیاقت رسد تو را که پاک کنی آستان او را از غبار، ما را چه رسد که محرم خانه یار شویم. اگر مزارش ناپیداست، دل خود حریم او کن که مادر نسبت به فرزندان مهربان است، که فاطمه گفت شیعیان ما آن شیعیان جوانمرد و عاشق پیشه همه ساداتند و از ما.
که فاطمه نور عالم است، فاطمه لطف مجسم خداست، فاطمه لطف باران است، فاطمه لطافت و بوی خوش گل بوستان آفرینش است، فاطمه لطافت هستی است، فاطمه تکثیر رحمت حق است، فاطمه مونس حق است و از بر او آمد و به بر او رفت و در بر او بود و بر او هست.
با نام او، با یاد او و با درود بر محمد و آل او و بر اولیای حق که همه از دولت عشق به فاطمه به قرب علی رسیدند و از علی به خدا، و شدند ولی او، در عالم، فاطمه به هیچ کس شبیه نبود و هیچ کس به فاطمه که فاطمه فاطمه بود.

 

Zohoor.irib.ir                                                                                    

نوشته شده در سه شنبه ششم تیر 1385ساعت 21:46 توسط ياس| |


Design By : Night Skin