تبليغاتX
او می آید


او می آید

اللهم عجل لولیک الفرج

 

«آيا به راستي مي‌خواهي بيت وحي را به آتش بكشي و مرا با علي و فرزندانم بسوزاني؟»

زهرا سلام‌الله‌عليها را زخمي به كناري افكندند و علي عليه‌السلام را به مسجد كشاندند.

با شمشيرهاي آخته، درب خانه در آتش كينه‌ها مي‌سوخت.

زهرا سلام‌الله‌عليها با بالي شكسته، خود را به مسجد رسانيد و با تهديد نفرين، علي عليه‌السلام -امامش- را رهانيد و دست در دست، آرام به خانه‌اش برد.

هيچ كس به پا نخاست، هيچ كس آبي نريخت،آه،آه از اين غريبي...

غربتي كه غربت مرد خداست، چه بسا غربت خود خداست.

وليِّ خدا را قدر ناشناخته با طناب مي‌كشند و كسي به پا نمي‌خيزد.

و اكنون...

فرزند اين غريب، كه قلب عالم امكان است، او كه جهان هستي‌اش را از نور وجود او دارد –مهدي عزيز-، به كناري گذاشته شده و طريد و وحيد و فريد است...

ياوري نيست تا ياري‌اش كند.

 

بوي خوش مي‌آيد اينجا عود و عنبر سوخته******** يا كه بيت الله را كاشانه و در سوخته

 

از چه خون مي‌گريد اين ديوار و در، يا رب مگر***** گلشن آل خليل اينجا، در آذر سوخته

 

خانه وحي از ملك يكباره شد پر ازدحام**********اندر اين غوغا مگر جبريل را پر سوخته

 

خانه زهراست اينجا ، قتلگاه محسن است**************آشيان قهرمان بدر و خيبر سوخته

 

فاطمه زهرا سلام‌الله‌عليها بزرگ بانويي است كه جوهره آفرينش است و بشر از شناخت او ناتوان، چنانچه فرزند برومندشان امام صادق عليه‌السلام در شناخت آن بزرگوار مي‌فرمايند:

او صديقه كبري است و قرون نخستين بر محور شناخت او چرخيده‌است.

او حوريه‌اي بود كه اندك زماني با قدومش دنياي خاكي ما را روشن نمود.

ولي اسفا! كه خفاشان و انسان‌هاي كور و نادان در مقابل پرتو تابش آن نور قرار گرفته و چنان ابر سياهي در برابر آفتاب كشيدند كه تا زمان ظهور آخرين نور امامت، جهان را در تاريكي فرو برده و دوران سخت و تاريك غيبت را بوجود آوردند.

به اميد آنكه آن خورشيد شب افروز از پس ابر تيره بيرون آيد و جهان را روشن سازد.

 

«اللهم عجل لوليك الفرج»

 

نوشته شده در دوشنبه بیست و نهم خرداد 1385ساعت 18:5 توسط ياس| |

زهرا سلام الله عليها:

از افراد صراط مستقيم است. (فاتحه:6)

از كلماتي است كه آدم عليه‌السلام براي توبه دريافت نمود. (بقره:37)

از شركت‌كنندگان در مباهله است. (آل عمران:61)

از شجره طيبه است. (ابراهيم:24)

از خوانندگان خدا و جويندگان وسيله است. ( اسراء:57)

از صابرين بر طاعت و گرسنگي و فقر است. ( مؤمنون:111)

از افراد آيه نور است. ( نور:35)

از اهل بيت نبوت است. ( طه:132)

از افراد مشمول آيه صهر است. ( فرقان:54)

از افراد مشمول آيه متتقين است. ( فرقان:74)

از افراد مشمول آيه تطهير است. ( احزاب:33)

از ذوي القربي است. ( شوري:23)

از مؤمنان است. ( محمد:11)

از شب زنده‌داران است. ( ذاريات:17)

از پيروان حقيقي پيامبر صلي‌الله‌عليه‌وآلي‌و‌سلم است. ( طور:21)

از درياهاي پربركت است. ( الرحمن:22-19)

از ايثارگران است. (حشر:9)

از اطعام كنندگان است. ( دهر:8)

از كساني است كه فرشتگان در شب قدر بر آنها نازل مي‌شوند. ( قدر:4-3)

 

***************************

مهرباني و گذشت انسان‌هاي پاك و خدايي در رفتار و آدابشان نمايان است. حضرت زهرا سلام‌الله‌عليها نيز همواره به ياد امت پدرشان بودند تا جايي كه در هنگام عقد به پدر بزرگوارشان مي‌گويند:

پدر جان همه دخترها مهريه خود را درهم و دينار قرار مي‌دهند، پس چه فرقي بين من با آنهاست، من مي‌خواهم مهريه خود را شفاعت از گناه‌كاران امت شما قرار دهم.

اين درخواست مورد قبول خداي سبحان واقع شد و جبرئيل فرود آمد و ورقه‌اي از حرير آورد كه اين مهر در آن نوشته شده‌بود. چون هنگام مرگش فرا رسيد، وصيت كرد آن ورقه را در كفن روي سينه‌اش بگذارند و فرمود در هنگامه حشر اين ورقه را بدست گيرم و از گناه‌كاران امت پدرم شفاعت كنم.

 

اسماء گويد:

در لحظات وفات، حضرت دست‌هايش را به سوي آسمان بلند كرد و فرمود:

پروردگارا! به حق حضرت محمد مصطفي و شوق و اشتياقي كه نسبت به من دارد، و به شوهرم علي مرتضي و اندوهي كه بر من دارد، و به حسن مجتبي و گريه‌اش بر من، به حسين شهيد و حسرت و افسردگي‌اش نسبت به من و به دخترانم كه دختران فاطمه‌اند، و (به حق) آه و ماتمشان به من، از تو مي‌خواهم كه بر گناه‌كاران امت حضرت محمد صلي‌الله‌عليه‌وآلي‌و‌سلم ترحم فرموده و آنان را ببخشايي و به بهشت واردشان سازي كه تو گرامي‌ترين سؤال شوندگان و مهربان‌ترين مهرباناني!

 

**************************

 

فاطمه زهرا سلام‌الله‌عليها محدثه است و يكي از دلايلش مصحف ايشان است.

امام صادق عليه‌السلام در پاسخ اينكه مصحف فاطمه سلام‌الله‌عليها چيست؟، فرمودند:

حضرت فاطمه عليها‌سلام بعد از رسول خدا 75 روز زنده بودند و در فراق پدر اندوهگين و متأثر، جبرئيل بر ايشان فرود مي‌آمد و سعي مي‌كرد ايشان را تسلي دهد و اندوهش را بزدايد و وي را شاد نمايد، بنابراين از موقعيت و مكان و مقام پدر با وي سخن مي‌گفت و آنچه كه بعد از حيات ايشان در آينده پيش مي‌آيد را به وي خبر مي‌داد و علي عليه‌السلام آن را مي‌نگاشت. اين مصحف فاطمه سلام‌الله‌عليها است.

 

در مورد ويژگي‌هاي اين مصحف، از احاديث اينگونه بر مي‌آيد:

-         از نظر حجم سه برابر قرآن است و يك كلمه از قرآن در آن نيست و مطالب آن عبارت است از اموري كه پروردگار بزرگ بر خانم وحي و املاء فرموده‌است.

-         آنچه كه مردم را به اهل بيت عليهم‌السلام نيازمند مي‌كند، كليه احكام ديه مانند ديه يك تازيانه، نيم تازيانه، ربع تازيانه  و حتي ديه يك خراش در آن آمده است.

-         تمام حوادثي كه اتفاق مي‌افتد و نام تمام كساني كه به حكومت مي‌رسند تا روز قيامت را دربر دارد.

-         اين مصحف يكي از مصادر و منابع علوم اهل بيت عليهم‌السلام است.               

 

برگزيده‌اي كه جبرئيل به فرمان خداوند به تسلي خاطرش مي‌شتابد.

بانويي كه به واسطه مقام والايش تحمل سنگيني وحي را دارد.

عالمه‌اي كه از سرچشمه‌هاي علوم اهل بيت عليهم‌السلام است.

.

.

.

نوشته شده در دوشنبه بیست و دوم خرداد 1385ساعت 22:29 توسط ياس| |

لحظه‌ها لذت بخش مي‌شه وقتي با اين اعتقاد زندگي كنيم كه ما صاحب و امام

داريم. اماممون روي همين زمينه و به ما توجه داره.

حضرت مهدي عليه‌السلام اگه به ما مهربانتر از اميرالمؤمنين عليه‌السلام نسبت

به شيعيان زمانش نباشه، مهربانيش كمتر نيست. اگه از نظر لطف او به

شيعيان و رعيتش بيش از يازده امام ديگه نباشه، قطعا كمتر نيست.

حتما امام زمان به ما شيعه‌ها نظر دارند. مگه شيعيان بقيه ائمه همه مثل جناب

سلمان فارسي بودند؟ مگه همه معصوم بودند؟ مگه همه اونها عادل بودند؟

اونها هم مثل ما و ما هم مثل اونها هستيم؛ بلكه از يك جهت و به حكم روايات،

ما بر اونها ترجيح داريم.

از اين جهت برتريم كه اونها مي‌تونستند امامشون رو ببينند و گاهي با نگاهي

به چهره مباركشون دلشاد بشند، اما ما در زمان غيبت اماممون هستيم. ما

بچه‌هايي هستيم كه پدرمون به مسافرت رفته، اما اونها سايه پدرشون بر

سرشون بود.

اماممون به ما نظر توجه داره و انتظار داره كه ما هم به ايشون توجه داشته

باشيم.

سيدبن طاووس بيان مي‌كنند كه در يك سحرگاه، اين مناجات را در سرداب مطهر از حضرت مهدي عليه‌السلام شنيده‌است:

« پروردگارا! شيعيان و پيروان ما از پرتو انوار ما و زيادتي طينت[ گِلِ سرشت] ما آفريده‌ شده‌اند. اگر آنها در دنيا خطاهاي فراواني مرتكب مي‌شوند، به اين اميد دارند كه محبت ما و ولايت ما به كمكشان برسد گناهانشان را بزدايد.

خداوندا! اگر ايشان به گناه آلوده‌اند، از تو مي‌خواهيم گناهان را از صفحه وجودشان پاك كني بدين ترتيب، ما با اين گذشت و كرامت تو خوش‌حال خواهيم شد.

خداوندا! اگر بين خود شيعيان اختلافاتي مالي هست كه از هم نمي‌گذرند، تو صلح و آرامش بين آنها را ايجاد فرما و از سهم خمس ما زمينه پرداختش را فراهم دار.

پروردگارا! شيعيان ما را داخل بهشت فرما. آنها را از آتش جهنم نجات بخش! و ايشان را با دشمنان ما در يك صف مورد غضب خود قرار مده!

اي در تو مقصد و مقصود ما             

وي رخ تو شاهد و مشهود ما

 

نيست كسي جز تو هوادار ما

مونس ما، ياورما، يار ما

 

خيز و شب منتظران روز كن

طبع جهان را طرب افروز كن

 

سكه تو زن تا اُمَرا كم زنند

خطبه تو خوان تا خطبا دم زنند

 

ما همه موريم، سليمان تو باش

ما همه جسميم بيا جان تو باش

 

منتظران را به لب آمد نفس

اي ز تو فرياد به فرياد رس

وباز هم مثل هميشه همگي به پيشگاه خداوند عرضه مي‌داريم:

پروردگارا!

مبادا ياد او را فراموش كنيم،

مبادا انتظار ظهورش را از ياد ببريم.

مبادا به او بي‌ايمان شويم و در دعا و درود بر آن جناب كوتاهي كنيم.

خداوندا!

 به ظهورش دلش را شاد گردان و به ديدارش غم را از دل‌هامان بزدا!

 

نوشته شده در سه شنبه شانزدهم خرداد 1385ساعت 8:42 توسط ياس| |

اشك گرمم بر رخ زردم رهي مي‌پويد، امشب

تيرگي‌ها را به آبِ روشني مي‌شويد، امشب

 

در حريمي راه پيدا كرده‌ام خالي زحسرت

حسرتي، اما، درون سينه‌ام مي‌رويد، امشب

 

درد ديريني كه دست مهرباني كاشت در من

شور برپاكرده‌است  و باز ازو مي‌گويد، امشب

 

پشت پرچيني كه ما را باغبانش كرده مهمان

جان مشتناقم به هر گل مي‌رسد، مي‌بويد، امشب

 

شور شيريني كه برپا كرده و خود رفته، اينك

من در اين جا عاشقي آن‌سو‌ترش مي‌جويد، امشب

 

من در اين جا... كعبه اينجا... انتظار و... جويِ اشكي

ياسِ ديدار تو از باغ خدا مي‌رويد، امشب

 

نوشته شده در سه شنبه نهم خرداد 1385ساعت 9:21 توسط ياس| |

 

خدايا راهي نمي بينم و آينده پنهان است

 

اما مهم نيست، همين كافي ست

 

كه تو همه چيز را مي بيني و من تو را

 

خدايا در اين دنيا، پيوسته در معرض نابودي، هلاك و مرگ هستم

 

در دل مي گويم:

 

خدايا تو به خاطر بندگانت معجزات بي شماري مي كني،

 

پس به نجات من هم بيا

 

مرا موهبت  آن بخش

 

كه در تو زندگي كنم

 

پيش بروم و نفس گسيخته را بكشم

 

مباد كه از ياد ببرم

 

تو پناه و آسايش من هستي

 

با دستي دامن تو را مي گيرم

 

و با دست ديگر به تهيدستان و درد مندان ياري مي رسانم

 

مرا در اوقات تنهايي و نيازمندي تنها مگذار

 

اي رحيم و بخشنده!

 

مرا درياب!

 

خداي رحيم و رحمان!

 

خداي خوب و مهربان خداي صبور و بي نياز!

 

 خدايي كه مظهر قدرت، عزت، شرافت و پاكي ها هستي!

 

تو را فقط، فقط به خودت، تو را به بي كراني درياهايت، تو را به عظمت

 

کوه هایت، به مخلوقاتت، به آفرينش پديده هايت،

 

 و فقط به نام زيباي الله ات كه مظهر همه چيز است قسم ميدهيم، كه

 

کمکمان کن تا دستگير بندگانت شويم، كمك مان كن تا ما هم مانند تو

 

صبور، عظيم، شريف و پاك شويم تا بتوانيم همانی باشیم که گفتی و

 

خواستی و اشرف مخلوقات باشيم

 

ما را از بندگانت  بي نياز  گردان و رحمتت را از ما رديغ مدار  همانگونه که

 

تا

 

به حال نیز نکردی و ما تنها و تنها نيازمند همين رحمتت هستيم و از هر

 

آنچه در بهشت وعده دادی فقط رضای تو را می خواهيم نه بهشتت را.

 

نوشته شده در سه شنبه دوم خرداد 1385ساعت 13:52 توسط ياس| |


Design By : Night Skin