تبليغاتX
او می آید


او می آید

اللهم عجل لولیک الفرج

امام سجاد عليه‌السلام به ابوخالد كابلي فرمودند:

اي ابوخالد، همانا اهل زمان غيبت او(حضرت مهدي عليه‌السلام) كه اعتقاد به

امامتش دارند و در انتظار ظهورش هستند از مردم همه زمان‌ها بهترند. زيرا

خداي تبارك و تعالي چنان عقل و فهم و معرفتي به آنها عطا فرموده كه غيبت

براي آنها به منزله ديدن حضوري شده است... .  

حتما هممون مي‌دونيم كه غيبت ارباب بزرگوارمون دليل بر عدم حضورشون

نيست. همواره حاضر و ناظر بر احوال ما هستند و ماييم كه از يادشون غافل.

چقدر زيبا خواهد بود كه به گونه‌اي عمل كنيم تا مشمول تعريف و تمجيد امام

سجاد عليه‌السلام قرار بگيريم.

 

پروردگارا!

 

مبادا ياد او را فراموش كنيم،

 

مبادا انتظار ظهورش را از ياد ببريم.

 

مبادا به او بي‌ايمان شويم و در دعا و درود بر آن جناب كوتاهي كنيم.

 

خداوندا!

 

به ظهورش دلش را شاد گردان و به ديدارش غم را از دل‌هامان بزدا!

 

نوشته شده در چهارشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1385ساعت 21:8 توسط ياس| |

                                      

عفو و گذشت خداوند شامل حال دو گروه نمي‌شه:

1-   افرادي كه دچار عاق والدين شدند؛

2-   كساني كه از رحمت خداوند نااميد مي‌شن.

بعضي وقت‌ها اين شيطون لعنتي مغز آدم رو تعطيل مي‌كنه. يه موقع‌هايي مي‌زنه به سرم كه تو ديگه چقدر خوش خيالي! آخه امام زمان عليه‌السلام با اون همه عظمت و شوكت و قدرت و پاكي و... ديگه نمي‌ياد به تو حقيرِ بي‌چيز نگاه كنه و برات دعايي كنه! بابا تو ديگه از فراموش شدگاني!

 آخه منه آلوده كجا و اون وجود مطهر كجا؟ مني كه  سرتا پا در دنيا و همه متعلقاتش فرو رفتم كجا و اون انسان وارسته كجا؟

اما شنيدم نااميدي از لطف و كرمش حكم نااميدي از رحمت پروردگار رو داره، چرا كه باب الله هست. راه رسيدن به خداست، رحمتي هست كه فراگيره و شامل حال همه مي‌شه. چه برسه به اينكه من، هرقدر هم كم و كوتاه به يادشون باشم.

مگه مي‌شه من براي سلامتيشون صدقه بذارم و دعا كنم، براي التيام درد غربت و تنهاييشون حتي خيلي خيلي كوچولو دعا كنم و از خدا فرجشون رو بخوام اون وقت اين ارباب كريم، كه زاده كريمانه به من توجهي نكنه؟

وقتي براي يه آدم عادي حتي نه خيلي هم عادي انساني كه شديداً از دين و خدا گريزونه و در قلبش ترس از خدا جايي نداره يه كار كوچيكي انجام مي‌ديم اگه تشكرش رو به زبون هم نياره حتما تو دلش يه احساسي متفاوت و البته خوب نسبت به ما پيدا مي‌كنه. اما امام ما متفاوت از همه انسان‌هاست.

خداوند تمام خصلت‌هاي نيكوي انساني رو در حد اعلاي خودش در وجود مولاي مهربان ما قرار داده و از اونجايي كه هر خيري از جانب اين خاندان پاكه، امكان نداره كه كار شايسته‌اي در حقشون انجام بشه و بي‌جواب بمونه.

ما نمي‌تونيم و نبايد اين اجازه رو به خودمون بديم كه لطف و گذشت و رحمتشون رو دست كم بگيريم.

 خداوندا!

به او و امتش و همه رعيتش، آنچه را عطا كن كه چشمانش بدان روشن شود و دلش شاد گردد.                                        

نوشته شده در چهارشنبه بیستم اردیبهشت 1385ساعت 17:26 توسط ياس| |

 

از ابتداي هفته انتهايش را چشم انتظارم؛

 

جمعه را چشم انتظارم.

 

منتظرم كه بيايد و با آمدنش انتظار سال‌هاي سال غربت و تنهايي را پايان دهد.

 

جمعه...جمعه... جمعه...جمعه...

 

آنقدر خواهم گفت تا حدوث آن لحظه‌هاي طلايي را احساس كنم.

 

آنقدر خواهم گفت تا حضور همراه با ظهورتان را ببينم.

 

آنقدر خواهم گفت تا فرياد عدالت گسترتان را بشنوم.

 

آنقدر خواهم گفت تا كه رحمت فراگيرتان همه گير شود.

 

جمعه...

 

صبح جمعه:

 

لحظه‌هاي همراه با شوق و دلهره                                        

 

ظهر جمعه:

 

قلب‌هايي پر از التهاب و چشماني با درخشش يك ستاره

 

غروب جمعه:

 

چشم‌هاي اشكبار و ديدگاني براه مانده

 

لحظه‌هايي كه غم هزار ساله دارند؛

 

خدايا! اين بغض چقدر سنگين است!

 

غم غربت ارباب است كه بر دلم سنگيني مي‌كند؟!

 

مولايم!

 

امام مهربانم!

 

مي‌دانم آنقدر حقير و ناچيزم كه قادر نيستم غم جانكاه غربتتان را درك كنم، اما

 

مي‌دانم دلتنگي‌ام واقعيست و فقط به خاطر شماست؛

 

مي‌دانم محبت شماست كه دلم را مي‌لرزاند و جمعه‌ام را آسماني مي‌كند.

 

پروردگارا!

 

خواهان آن دليم

                     

كه ظورش را لحظه به لحظه منتظر باشد.

 

 

نوشته شده در دوشنبه یازدهم اردیبهشت 1385ساعت 22:35 توسط ياس| |

 

پيغمبر صلي‌الله عليه و آله و سلم فرمودند:

« مثل الامام مثل الكعبه يؤتي ولايأتي.»

 

امام مثل كعبه است. كعبه خيلي بركت دارد، امام هم خيلي بركت دارد، از كعبه خيلي مي‌شود استفاده كرد. بركاتي كه خدا در خانه كعبه قرار داده خيلي زياد است اما براي استفاده از اين بركات آيا كعبه سراغ كسي مي‌آيد؟ خير. امام هم دقيقا مثل كعبه است بايد سراغش رفت. او قرار نيست به سراغ كسي بيايد. مردم چون به سراغ اميرالمؤمنين عليه‌السلام نيامدند، حضرت سال‌ها در خانه نشست. و براي آنها غصه خورد. ولي خوب، مردم نيامدند حضرت هم وظيفه ندارند سراغ مردم بيايند. مردم قرار است كه در اين باره امتحان شوند، لذا، امام خودش به مردم مراجعه نمي‌كند. اما زماني كه مردم بعد از كشته شدن عثمان سراغ اميرالمؤمنين عليه‌السلام آمدند حضرت جواب مثبت به آنها دادند، حضور حاضران را كه ديدند، جواب دادند.

امام اينگونه است اگر سراغش نرويم او ما را رها مي‌كند. در حقيقت وظيفه‌اي ندارد كه به ما كمك كند اگر هم كمك كند لطف كرده است. امامت به معني اين نيست كه امام مسئول است به سراغ مردم بيايد، بلكه مردم بايد به سراغ او بروند، و اين امتحان الهي است.

امام مانند كعبه است براي استفاده از بركات اين دو( يعني امام و كعبه) ماييم كه بايد به سوي آنها برويم امام موظف نيست كه به سراغ ما بيايد، چنان كه كعبه هم موظف نيست به سوي كسي بيايد تا او را به فيض خود برساند. كعبه خيلي بركات دارد اما هيچ كس در تصورش اين نيست كه كعبه سراغش بيايد، همه هزينه مي‌كنند، نوبت مي‌گيرند، برنامه‌ريزي مي‌كنند، آمادگي ايجاد مي‌كنند، از خدا كمك مي‌خواهند، دعا مي‌كنند تا بتوانند خودشان به سراغ كعبه بروند و از كعبه استفاده كنند. براي استفاده از امام هم، آدم بايد حاضر باشد از خودش، واز وقتش بگذرد، بايد خودش بلند شود و به سراغ امام برود. بايد رو به امام كند و بگويد: يا صاحب‌الزمان من مي‌خواهم از شما استفاده كنم و از شما بهره بگيرم. اين آمادگي را بايد نشان دهيم.   

خدا اين نعمت براي ما قرار داده‌است، منتها با يك فاصله‌اي، ما بايد اين فاصله را طي كنيم، و از آن نعمت استفاده كنيم. اگر اين كار را كرديم و امر خدا را انجام داديم، نشان داديم كه قدر نعمت خدا را مي‌دانيم. اما اگر استفاده نكرديم، در حقيقت ناشكري كرده‌ايم و در امتحان باخته‌ايم و در اين آزمون، هر چه بيشتر به امام متوسل شويم و از نعمت وجود او بيشتر استفاده كنيم نشان داده‌ايم كه قدر اين نعمت را بيشتر مي‌دانيم.

 

نوشته شده در سه شنبه پنجم اردیبهشت 1385ساعت 11:31 توسط ياس| |

 

گفتم شبي به مهدي بردي دلم ز دستم

من منتظر به راهت شب تا سحر نشستم

 

گفتا چه كار بهتر از انتظار جانان

من راه وصل خود را بر روي تو نبستم

 

گفتم دلم ندارد بي تو قرار و آرام

من عقده دلم را امشب دگر گسستم

 

گفتا حجاب وصلت باشد هواي نفست

گر نفس را شكستي دستت رسد به دستم

 

گفتم ببخش جرمم اي رحمت الهي

شرمنده تو بودم شرمنده تو هستم 

 

گفتا هزار نوبت از جرم تو گذشتم

اعمال تو بديدم چشمان خود ببستم

 

اما مباش نوميد از خانه اميدم

من كي دل محب شرمنده را شكستم

 

  

نوشته شده در جمعه یکم اردیبهشت 1385ساعت 22:33 توسط ياس| |


Design By : Night Skin