تبليغاتX
او می آید


او می آید

اللهم عجل لولیک الفرج

در «زند» كه كتاب مذهبى زرتشتيان است، درباره انقراض اشرار و وراثت صالحان آمده است:

لشكر اهريمنان با ايزدان (طرفداران يزدان) دايم در روى خاكدان ،محاربه و كشمكش دارند و غالباً پيروزى با اهريمنان باشد اما نه بطورى كه ايزدان را محو و منقرض سازد ; چه در هنگام تنگى از جانب ـ اورمزد ـ كه خداى آسمان است، به ايزدان، كه فرزند اويند، يارى مى رسد و محاربه ايشان نه هزار سال طول مى كشد، آنگاه پيروزى بزرگ از آن ايزدان مى شود واهريمنان رامنقرض مى سازد و تمام اقتدار اهريمنان در زمين است و در آسمان راه ندارند...

و در جاى ديگر اين كتاب آمده:

سوشيانس (نجات دهنده بزرگ) دين را به جهان رواج دهد. فقر و تنگ دستى را ريشه كن سازد، ايزدان را از دست اهريمن نجات داده، مردم جهان را هم فكر و هم گفتار و هم كردار گرداند.

نوشته شده در سه شنبه بیست و دوم آذر 1384ساعت 14:1 توسط ياس| |

امام باقر عليه‌السلام در حديثي فرمودند:

« زماني براي مردم خواهد رسيد كه امامشان از ميان آنها غائب مي‌شود. خوشا به حال كساني كه در دوران پر رنج غيبت، در امر دين [ اعتقاد به مهدويت و ايمان به ولايت علي عليه‌السلام] استوار و پايدار بمانند.

كمترين پاداش اين پايداران در ايمان، آن است كه خداوند به آنها مي‌فرمايد:

بندگان من! شما به سِرٌَ من ايمان آورديد، غيب مرا تصديق كرديد، پس شما پاداش شايسته‌اي نزد من داريد.

شما بندگان راستين من مي‌باشيد... از گناهان شما چشم مي‌پوشم. شما را مي‌آمرزم و به خاطر شما، باران رحمت خويش را بر ديگر بندگانم فرو مي‌فرستم و بلا را از آنان دور مي‌كنم و اگر شما نبوديد، بلا را بر آنان نازل مي‌كردم.»

 

خيلي فوق‌العاده هست كه فكر كنيم از واسطه‌هاي نزول باران، بندگان شايسته خداوند هستند كه به خاطر اعتقادشون به امام زنده (حضرت مهدي عليه‌السلام) و توجه و همراهي با ايشون لايق اين جايزه كم نظير خداوند شدند.

ما هم مي‌تونيم به راحتي اين جايزه رو از آن خودمون كنيم. مطمئنا هر فرد شيعه دوازده امامي اعتقاد به حضرت مهدي عليه‌السلام داره، پس نصف راه رو رفتيم. مي‌مونه بقيه‌اش كه اون هم با يك «يا علي» حلٌه.

هميشه از خداوند و خود امام زمان عليه‌السلام بخواهيم كه كمكمون كنند تا يادشون رو در دلمون زنده نگه داريم و دعاي براي سلامتي و تعجيل در فرجشون رو هرگز از ياد نبريم.

ان‌شاء‌الله

نوشته شده در پنجشنبه دهم آذر 1384ساعت 11:16 توسط ياس| |

جبرئيل بر پيغمبر نازل شد: يا رسول الله! خداوند فرموده است: به اين مردمي كه پشت سرت نماز مي‌خوانند بگو: خداي متعال – به بركت پيغمبر – يكي يك دعاي مستجاب، همين الآن براي شما مقدر كرده است، هر كس هر چه مي‌خواهد، الآن دعا مستجاب است. يكي، دو تا هم نه. يك دعا همين الآن بكنيد، مستجاب است.

دست‌ها بالا رفت.

در اين شرايط، آن چيزي كه مهمترين مطلب در دل انسان‌ هست همان بر زبان جاري مي‌شود. مثلا يك كسي خانه ندارد، خوب حتما در چنين موقعي مي‌گويد: خدا خانه بده، يكي بچه ندارد مي‌گويد خدا بچه بده، يكي زن ندارد، يكي پول ندارد...

دست‌ها بالا رفت، همه دعا كردند. توي حال خودشان بودند، يك وقت ديدند پيغمبر در محراب مي‌گويد: اگر اويس آنجا مي‌بود آن دعاي مخصوص را مي‌گفت.

اين‌ها اصلا نپرسيدند كه آقا! اگر اويس بود چه مي‌گفت؟

گذشت، اويس هم تا پيغمبر زنده بود، پيغمبر را زيارت نكرد. پيغمبر از دنيا رفت، بعد اويس به مدينه آمد، دورش را گرفتند.

-         اويس!

-         بله.

-    راستي چنين قصه‌اي بود، جبرئيل آمد و به پيغبر چنين عرض كرد، پيغمبر هم به ما فرمود و ما هم دعا كرديم و خدا هم هر چه خواستيم داد و پيغمبر مي‌فرمود: «اگر اويس بود آن را مي‌گفت» اگر تو بودي چه مي‌گفتي و چه دعايي مي‌كردي؟

-         اويس گفت: خوب، شماها چه گفتيد؟

[آن گفت: من زن مي‌خواستم. آن گفت: من بچه مي‌خواستم، من مغازه مي‌خواستم، همين امور شخصي.]

اويس يك دستي به هم زد و گفت: همين؟! هيچ چيز ديگري نخواستيد؟!

-         نه.

-    به خود پيغمبر قسم، اگر من مي‌بودم و اين موقعيت براي من پيش مي‌آمد يك دعا فقط مي‌كردم، آن هم اين بود كه ما هر چه داريم از پيغمبر داريم، محبوب ما پيغمبر است، آن يك دعا را هم براي محبوبم مي‌كردم نه براي خودم.

-         چه دعا مي‌كردي؟

-         خدايا! اين پيغمبر رحمت را تا قيامت از دست ما نگير.                       

مردم يك دفعه به خود آمدند، كه چه از دست داديم.

 

« از كوزه همان برون تراود، كه در اوست». اگر در دل محبت پيغمبر نباشد، حتما بر زبان هم اين دعا نمي‌جوشد.

اگر به ما بگويند كه يك دعاي مستجاب داريد، خدا وكيلي چه دعايي همان لحظه بر زبانمان جاري مي‌شود؟

از خداوند متعال محبت امام زمان عليه‌السلام را بخواهيم  چرا كه در اين زمان كه ما زندگي مي‌كنيم هر چه كه داريم به بركت وجود امام زمان عليه‌السلام است، از خداوند متعال بخواهيم  كه دلمان پر از محبت او شود و برايش دعا كنيم كه دعاي با محبت اثر دارد.

 

نوشته شده در چهارشنبه دوم آذر 1384ساعت 19:49 توسط ياس| |

آه ، باران

 

 ريشه در اعماق اقيانوس دارد -  شايد 

 

اين گيسو پريشان كرده

 

بيد وحشي باران .

 

 

يا ، نه ، دريايي است گويي ، واژگونه ، بر فراز شهر ،

 

شهر سوگواران .

 

 

هر زماني كه فرو مي بارد از حد بيش

 

ريشه در من مي دواند پرسشي پيگير ، با تشويش :

 

رنگ  اين شب هاي وحشت را

 

تواند شست آيا از دل ياران ؟

 

 

 

چشم ها و چشمه ها خشك اند .

 

روشني ها محو در تاريكي دلتنگ ،

 

همچنان كه نام ها در ننگ !

 

 

 

هرچه پيرامون ما غرق تباهي شد .

 

آه ، باران ،

 

اي اميد جان بيداران !

 

بر پليدي ها - كه ما عمري است در گرداب آن غرقيم

 

آيا‌، چيره خواهي شد ؟

 

 

 

بياييد دستهامان را سوي آسمان بلند كنيم و از خداوند بارش باران رحمتش را بطلبيم، باشد كه با ظهور آخرين مرد از مردان خدا وحشت اين شب‌هاي تار پايان يابد و روزهايي لطيف همچون باران داشته باشيم.

 

 

اللهم عجل لوليك الفرج

نوشته شده در سه شنبه یکم آذر 1384ساعت 16:1 توسط ياس| |


Design By : Night Skin